تبليغاتX
موسيقي اصيل
آموزش موسیقی در سنین کودکی می تواند در تحول شخصیت آنان موثر باشد و انگیزه یادگیری را در آنان افزایش دهد.

کودک و نوجوانی که موسیقی را تجربه می کند نه تنها شادی ونشاط را در خود احساس می کند بلکه خلاقیت بیشتری را از خود نشان می دهد.

 رضا بهشتی پور در راستای رسیدن به هدف والای شکوفایی استعدادهای جوان به  آموزش موسیقی  برای کلیه سازها همت گمارده است.

برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره زیر تماس بگیرید:

۰۱۷۶۴۰۲۷۲۸۹۸

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 1:26  توسط رضا بهشتي پور  | 

 

فرم های موسیقی ایرانی:

۱. آواز

۲.ضربی خوانی، تصنیف، ترانه، سرود

۳.ضربی سازی، چهار مضراب و رنگ

۴. پیش در آمد

۵. فرم هایی که از موسیقی اروپایی اقتباس شده

۶. قطعه

۷. فرم های تر کیبی

 

۱. آواز

خواندن موسیقایی شعر بر اساس وزن عروضی و هجایی شعر بدون ریتم موسیقی.

آواز در واقع نوعی آرایش موسیقایی کلام و شعر است. بخش اصلی موسیقی سنتی ایران در فرم اواز ارائه می شود.اصطلاحات مهم و اصلی موسیقی ایرانی مانند دستگاه، ردیف و  گوشه و مایه در رابطه با آواز شناخته می شوند.

 معمولاً آواز با یک ساز همراهی می شود . بعد از خواندن هر مصراع یا بیت ساز جواب می دهد. ساز و آواز یک حالت گفتگوی موسیقایی را پیدا می کنند.

دو ویژگی مهم دیگر این فرم یکی بی انتهایی ان و دیگری امکان بیان حالت های بسیار متنوع احساسی و عاطفی اجرا کننده بطور بداهه در هنگام اجراست.

 فرم آواز شروع و خاتمه و اندازهء زمانی معین و خاصی ندارد. فرم معمول آواز در قالب یک دستگاه به این ترتیب است که آواز با یک مقام اصلی که معرف آن گوشهء درآمد است شروع می شود و با تغییر مقام هایی که صدای شاهدشان پله پله بالا می رود، ادامه می یابد.

معمولاً اوج دستگاه یا آواز مقامی است که شاهدش در فاصلهء اکتاو نسبت به درآمد قرار دارد.

در بین تغییر مقام ها امکان برگشت به مقام اصلی با اجرای فرازی مخصوص به نام فرود انجام می گیرد. 

 

۲.ضربی خوانی، تصنیف، ترانه، سرود

ضربی خوانی توسط تنبک نواز که فی البداهه اشعاری را در دستگاهها می خوانده. نوع قدیمی آن بحر طویل خوانی بوده و نوع دیگر آن موسیقی زورخانه است که مرشد همراه با نواختن ضرب مخصوص اشعار حماسی (شاهنامه) می خواند.

در تعزیه هم انواع ضربی خوانی معمول ومتداول است. نقالی خوانی مراسمی است که با ضربی خوانی همراه بوده است.

 تصنیف با آثار علی اکبرشیدا و ابولقاسم عارف اعتلا یافت و به عرصه مو سیقی هنری وارد شد. در واقع تصنیف را می توان این نوع تعریف کرد: خواندن کلام های عامیانه با مضامین اجتماعی روز و آهنگ های ساده در مقام هایی که بین مردم معروف متداول است. معمولاً تصنیف سازی با همکاری یک شاعر و نوازنده نیز معمول می شود. بطور مثال تصنیف هایی که ملک الشعرا با همکاری درویش خان یا مرتضی نی داود ساخته اند مانند: ز من نگارم و مرغ سحر

 ترانه نوع سبک تر و شاد تصنیف است. مانند ترانه های محلی طول زمان تصنیف و ترانه نسبتا کوتاه است و بر حسب محتوای ولامشان به انواع عاشقانه، عرفانی، اجتماعی، سیاسی، شاد، فکاهی قابل تفکیک هستند.

سرود یک نوع تصنیف است. کلام سرود در مقوله های حماسی، نظامی و تربیتی است.

 

 ۳.ضربی سازی، چهار مضراب و رنگ

این سه فرم معمولا بدون کلام هستند و طول مدت آنها کوتاه است. آنچه در خاتمه دستگاه و نوازندگی نواخته می شود رنگ است و اگر این قطعات در بین آوازها اجرا شود و سرعت آن کمی تندتر باشد ضربی می نامند. چهار مضراب در واقع نوعی ضربی است که در وزن ۸/۶ اجرا می شود و تکنیو و قدرت نویسنده را نشان می دهد.

 

 ۴. پیش در آمد

معمولا در وزن ۴/۲ و ۴/۳ نواخته می شود. قطعه ای است که قبل از درآمد آواز اجرا می شود. پیدایش درآمد مربوط است به برگزاری اولین کنسرت های موسیقی ایرانی در زمان درویش خان و انجمن اخوت.

۵. فرم هایی که از موسیقی اروپایی اقتباس شده 

اولین بار در فرم های موسیقی نظامی به ایران راه یافت و (مارش) اولین فرم های اروپایی است که در ایران معمول شد.

۶. قطعه

هر فرم دیگری به جز فرم های ذکر شده در موسیقی ایرانی قطعه نامیده می شود.

قطعه ها پدیده هایی تازه و در عین حال نشانه ای هستند از نو آوری در موسیقی ایرانی.

 

 ۷. فرم های ترکیبی

فرمی است که از ترکیب چند فرم شناخته شده باشد. در موسیقی اروپایی اپرا و اپرت چنین فرمی هستند. فرم ترکیبی اجرای موسیقی ایرانی در کنسرت از زمان درویش خان معمول شد و نوع کلاسیک آن به ترتیب شامل اجرای پیش درآمد ، درآمد، آواز، چها مضراب، تصنیف و رنگ است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 20:22  توسط رضا بهشتي پور  | 

 

انواع موسیقی

۱. موسیقی ملی

۲. موسیقی سنتی

۳. موسیقی اصیل

۴. موسیقی دستگاهی

۵. موسیقی مقامی

۶. موسیقی محلی

۷. موسیقی فولکلور

۸. موسیقی نواحی(مناطق)

 

۱.موسیقی ملی

موسیقی ملی نوع خاصی از موسیقی ایرانی نیست. فرهنگ ملی به یک قوم خاص در ایران اختصاص ندارد.

موسیقی ملی شامل ردیف دستگاهی موسیقی مذهبی و محلی می باشد. 

این نوع موسیقی ملودی های آن با ارکستری بزرگ مثل ارکستر سمفونیک اجرا می شود. 

۲. موسیقی سنتی

واژه سنت در فرهنگ ما معنی خاص خود را دارد. امروزه کاربرد این واژه را به عنوان صفت در مکانهای مختلف می بینیم، مثل قهوه خانه سنتی، غذاهای سنتی، لباس سنتی، که در واقع این لغت ترجمه لغت " ترادیسیونل" است.

این واژه بیش تر در دهه ۵۰ با آمدن موزیکولوگ های خارجی و ایرانیان تحصیل کرده خارج به ایران رایج شد.

منظور از موسیقی سنتی موسیقی قدیمی و باستانی ماست که توسط اساتید روی سازهای مختلف اجرا می شده است.

در واقع می توان گفت موسیقی سنتی گنجینه موسیقی گذشته تا امروز ماست و ریشه های عمیق فرهنگی دارد. 

 

۳. موسیقی اصیل

موسیقی اصیل نیز برای موسیقی دستگاهی به کار می رود.

واژه اصیل را می توان همان گونه که در مورد اسب اصیل که خون سالمی دارد و شجره نامه و نژاد آن معلوم است در مورد موسیقی ما که مبتنی بر ردیف و موسیقی دستگاهی است بکار گرفت.

۴. موسیقی دستگاهی

این موسیقی چون به منطقه و قوم خاصی در ایران تعلق ندارد و از لحاظ فنی، تکنیکی و موسیقی شناسی اصطلاح مناسبی برای موسیقی ردیف است چرا که سیستمهای مُدال موجود این نوع موسیقی که در سیستم دستگاهی شناخته می شود کل آن در ردیف موجود است.

۵.موسیقی مَقامی و مُقامی

این اصطلاح غلط و نادرست بکار می رود.

موسیقی مُقامی به نوعی موسیقی گفته می شود که در بین مناطق مختلف بخصوص روستائیان و افراد محلی رایج است و از قوانین موسیقی بین المللی متابعت نمی کند. یعنی در طول سالیان دراز نوازندگان آن طور که خود حس می کردند، می نواختند و آثاری بوجود می آوردند که مختص به همان مردمی که در آن ناحیه زندگی می کنند است. 

ولی موسیقی مَقامی به موسیقی گفته می شود که از مُد ها و مقامهای قدیم ایران

ترکیب یافته است.

مَقامهای قدیم موسیقی ایران شامل دوازده مقام اصلی بود و هر مقامی از یک مایه اصلی( تنالیته اصلی) و تعدادی از آوازها و گوشه ها ترکیب یافته. یعنی هر مقامی با فواصل مخصوص خود را در مایه معینی به عنوان محور اصلی طی می کرده.

۶.موسیقی محلی

این موسیقی همانطور که از نامش پیداست خاص اقوام و مناطق مختلف ایران است.

این واژه را به غلط موسیقی فولکور هم می نامند. زیرا موسیقی (فولکوریک) کاملا چیز دیگری است.

بیش از بیست و دو ملیون نفر از ایرانیان در حومه شهرها و روستاها زندگی می کنند و هنوز هم شمار زیادی از این قبایل اغلب بدوی بخش مهمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند.

این گروه ها و قبایل ایرانی پیشینه مختلف، زبانهای متفاوت و اصلیت متفاوت دارند.

در شمال غربی ایران جمعیت ترک زبانی وجود دارد که آوازهای محلی و رقص های آنها با مناطق همجوار خود در روسیه همگون است.

گروهی آشوری و ارمنی با زبان و موسیقی مخصوص به خود در مناطق شهری این بخش زندگی می کنند.

 اگر از آن قسمت به سمت جنوب حرکت کنیم با قبایل کرد- لر زبان مواجه می شویم.

عربها هم در قسمت جنوب غربی ایران از مرز عراق در امتداد خلیج فارس به طرف پاکستان زندگی می کنند. در شمال شرقی ایران ترکمن ها۶ مازندرانی ها و گیلکی ها و در قسمت جنوب شرقی بلوچ ها زندگی می کنند.

این مردم هر کدام موسیقی خاص خود را دارا هستند که به آن موسیقی محلی می گویند.

۷.موسیقی فولکوریک

به موسیقی مراسمی و یا کاری گفته می شود که همیشه مناسبتی با آن همراه است. برای مثال موسیقی چپ در لرستان یک نوع موسیقی فولکوریک است.

در لرستان هنگامی که فردی از دنیا می رود برای خاک سپاری تابوت را سمت چپ شانه و کلاه خود را به سمت چپ و نوع موسیقی چپ اجرا می کنند و آن را تا محل گورستان می برند.

موسیقی چپ نوعی موره خوانی است که خیلی حزن انگیز است.

یا مثال دیگر نقاره خانه با موسیقی برجی است که از سنت های بسیار شگفت آوری است که نظر مسافرین اروپایی را در قرن هفده و هجده و نوزده که به ایران سفر کرده بودند به خود جلب کرده است.

این موسیقی صداهای  ناهمگون و پر طنینی دارد که هر غروب توسط گروهی از جوانان در تهران به اجرا در می آمد.

این نوع موسیقی هرگز گوش های کنجکاو را شیفته خویش نمی سازد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 21:1  توسط رضا بهشتي پور  | 

 

موسیقی دوره اسلامی

با آمدن اسلام به ایران تاثیرات زیادی بر دو موسیقی عرب وایران صورت گرفت ، بخصوص در زمان خلافت عباسی در بغداد ارتباط نزدیکی بین این دو موسیقی به وجود آمد.

در این زمان سبکهای موسیقی ، آلات و اصطلاحات بوجود آمدند.

ایرانیان ادعا می کنند که موسیقی ایرانی باید بطور جدی بر موسیقی عرب تاثیر گذارده باشد. زیرا سلاطین عرب از موسیقی ایرانی خوششان میآمد و در دربار خلفا همیشه سازها و موسیقیدانان ایرانی وجود داشته اند.

جورج فارمر محقق انگلیسی درباره ۲۸ نظریه پرداز موسیقی این دوره از قرن هشتم تا دوازدهم می نویسد.

از موسیقیدانان معروف دوره اسلامی می توان ابراهیم موصلی که هارون الرشید از او حمایت می کرد و پسرش اسحق موصلی را نام برد.

از این دو تن نوشته های مهمی درباره موسیقی نوشته شده و در این زمان مهمترین آثار علمی در بغداد به شمار می رفت.

اولین تئورسین موسیقی اسلامی الکندی است که مکتب عالمان فیلسوف را بنیان نهاد.

از هفت مقاله وی چهار مقاله باقی مانده که یکی از آنها شامل اولین نت نویسی موسیقی اسلامی است.

فارابی در فاراب در ماوراء النهر که اکنون در غرب دریای خزر در اتحاد جماهیر شوروی سابق است به دنیا آمد. آثار فارابی بیشتر زمینه های فکری را در بر می گیرد. وی به حاطر تعاریف و به اصول درآوردن علوم روزگارش معلم ثانی معروف شد. همان طور که ارسطو معلم اول نام گرفت. در قرن دوازدهم میلادی بیشتر آثار فارابی به لاتین ترجمه شده و در بیشتر دانشگاههای اروپا مورد استفاده قرار می گرفت. یکی از آثار مهمی که از او به جا مانده کتاب موسیقی کبیر است که درباره همه جنبه های موسیقی بحث می کند.

ابو علی سینا در طول زندگی اش مشهورترین پزشک زمانه بود. او قریب به دویست و پنجاه رساله نوشته که شامل تمام علوم شناخته شده زمان خود بوده است. ابن سینا بر خلاف فارابی یک موسیقیدان عملی نبود و اطلاعات بیشتر در مورد اجرای موسیقی قرن دوازده در نوشته های نویسنده معاصر او ابن زیله موجود می باشد.

ابن زیله موسیقی شناس و فیلسوف ایرانی که در اصفهان زاده شده در موسیقی کتابی دارد به نام الکافی الموسیقی. از این کتاب دو نسخه خطی شناخته شده که قدیمی ترین آنها متعلق به کتابخانهء رضا رامپور هند است.

آخرین نظریه پرداز دوره اسلامی صفی الدین ارموی است که در ارومیه مرکز استان فارس متولد شد.

 او در خدمت آخرین خلیفه عباسی و اولین حاکم مغول بود. یک روایت تاریخی می گوید هلاکوخان نوه چنگیز خان که در حال غارت بغداد و کشتار مردم بود دستور میدهد که این نوازنده در مقابل فاتحان مغولی بنوازد تا از مرگ در امان بماند. هلاکو خان سخت تحت تاثیر نوازندگی او قرار می گیرد.

یکی از آثار بزرگ او درباره موسیقی کتابی است به نام رساله شریفه که به شرف الدین هارون (پسر وزیر هلاکو ) پیشکش شد.

تمام نظریه پردازان قرن دوازدهم و حتی در دوره جدید به کتاب رسالات شریفه و کتاب الدوار صفی الدین استناد می کنند.

قطب الدین شیرازی شاگرد صفی الدین مهمترین رساله را درباره موسیقی به نام درالتّاج نوشت.

علی جرجانی به خاطر تفسیر مشهور خود در آثار صفی الدین شناخته شد.

دوره اسلامی با نظریه پردازی به نام عبدالقادر مراغه ای پایان می یابد. کتاب جامع الالحان او شامل اولین نمونه های جامع نت نویسی شده ایرانی است. او ارتباط بین موسیقی ایرانی و ترک را ایجاد کرد چرا که او در خدمت حاکم عثمانی ( بایزید اول) بود.

مقامهای موسیقی دوران اسلامی

عشاق ، نوا ، بوسلیک ، راست ، عراق ، اصفهان ، زیر افکن ، بزرگ ، زنگوله ، رهاوی ، حسینی ، حجاز .

از ترکیب دوازده مقام اصای شش آواز بنام : نوروز ، سلمک ، گردانیه ، گوِِشت ، مایه ، شهناز می باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 18:2  توسط رضا بهشتي پور  | 

 

پژوهشگران ، انسان پیش از تاریخ را به سه دوره تقسیم کرده اند:

۱) دوره پارینه سنگی  ۲) میانه سنگی ۳) دوره نو سنگی

۱) دوره پارینه سنگی ( حدود ۳۰۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ سال قبل از میلاد)

انسان در این دوره در تلاش تهیه غذا و پناهگاه بوده و در مرحله رشد و تکامل خود موجودی اجتماعی بود.

با ایجاد حرکات منظم و هماهنگ ارتباط برقرار می ساخت و برای این منظور از دست و صورت و یا حنجره اش کمک می گرفت و با ایجاد صدا دریافتها و تأثرات خود را بروز می داد.

انسان این دوره از اصوات ریتمیک و آوازهای همراه آن برای ترساندن حیوانات یا برای نشان دادن هیجانات خود به تولید اصواتی غم انگیز مبادرت می کرد.

او موسیقی را از طبیعت (صدای پرندگان ، نسیم لابلای برگ و شاخه های درختان و زمزمه جویبار ) آموخته.

۲) دوره میان سنگی (حدود ۱۲۰۰۰ تا ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد)

در این دوره انسان به مهارت بیشتری در کار دست می یابد و ابزار تولید میکند. شاید بتوان مهمترین اختراع انسان میان سنگی را تیر و کمان دانست .

۳) دوره نو سنگی (حدود ۷۰۰۰ تا ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد)

انسان این دوره به کشف کشاورزی نایل آمد و از شکارچی گری به کشت و زرع روی آورد و انسان کشاورز به دلیل نیاز به عوامل طیعی باران ، باد و خورشید باورهایش دگرگون می شود.

 وی آوازهایی را که توسط حرکات ریتمیک ایجاد می کرد قدرت جادویی می دانست و باور داشت.

پس در کل میتوانیم بگوییم که موسیقی در دوران پارینه سنگی در خدمت ترساندن و دور ساختن جانوران درنده بکار میرفت ، در دوران میان سنگی در جهت رام کردن حیوانات به کارگرفته می شد و در دوران نو سنگی به منظور خشنود ساختن خدایان و دفع ارواح خبیثه مورد استفاده قرار می گرفت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 0:17  توسط رضا بهشتي پور  | 

 

 تاریخچه موسیقی ایران (دوره باستان)

موسیقی ایران را از نظر تاریخی می توان تا قبل از اسلام به هفت دوره تقسیم کرد

۱- پیشدادیان(۲۴۴۱ سال- از ۳۵۶۹-تا ۱۱۲۸ قبل از میلاد)

۲-کیانیان(۴۲۰سال از ۱۱۲۸ تا ۷۰۸ق م)

۳-ماد ها (۱۵۸ سال از ۷۰۸ تا ۵۵۰ ق م)

۴-هخامنشیان ۲۲۰ سال از ۵۵۰ تا ۱۸۷ق م)

۵-سلوکیه(۱۴۳ سال از ۳۳۰ تا ۱۸۷ ق م)

۶-اشکانیان(پارتها) (۴۷۵سال از ۲۴۹تا۲۲۶بعد از میلاد)

۷-ساسانیان(۴۲۰ سالاز ۲۴۹ تا ۶۴۶ب م)

 

۱- پیشدادیان

برای شناخت موسیقی  دورهء  پیشدادیان به سنبل های اساطیری شاهنامه به عنوان

سند یاد می کنیم .

فردوسی شاعر و مورخ بزرگ ایرانی توسط خاطرات نیاکان ما گنجینهء ملی ایرانیان را

بوجود آورد و شاهنامه را به سه بخش

اساطیری ( از پادشاهی کیومرث تا ظهور فریدون)

پهلوانی (از قیام کاوه آهنگر تا کشته شدن رستم)

تاریخی (از اواخر عهد کیانیان تا مرگ یزدگرد سوم)

تقسیم کرد.

         سخن هر چه گویم همه گفته اند

                                                           بر باغ دانش همه رفته اند 

فردوسی در شاهنامه از هوشنگ اولین پادشاه پیشدادیان و نبیره کیومرث یاد می کند

همینطور نام های تهمورث، جمشید ، ضحاک ، فریدون ، ایرج ، منوچهر را آورده است.

فرد.سی در پادشاهی تهمورث از کوس یاد می کند:

         چو این کرده شد  ماکیان و خروس

                                                           کجا بر خروشید که زخم کوس

 

کوس بزرگترین ساز آلات کوبه ای که در ساختمان آن پوست بکار رفته و در میدان های

نبرد تحت عنوان کوس رویین نیز بکار می رفته و در جای دیگر از کرنای سخن می گوید:

            ز بس های و هوی و جرنگ و درای

                                                            بکردار  تهمورثی  کرنای

 

در زمان جمشید از رامشگر یاد می کند:

             بزرگان  به  شادی  بیاراستند

                                                 می و جام و رامشگران خواستند

     

     

 ۲) کیانیان

با آمدن کیقباد که نامش با کی همراه است ، در شاهنامه دورهء  کیانیان آغاز می شود.

در این دوره به تدریج جنبه های اساطیری شاهان کاسته می شود و شخضیتهای پهلوانی آنها ظاهر می شود.

فردوسی در شاهنامه می نویسد: رستم جهان پهلوان به دستور زال برای آوردن کیقباد رهسپار کوه البرز می شود. در دیدار رستم و کیقباد فردوسی از سرود و رامشگری یاد می کند.

          نشستند خوبان بربط نواز                        یکی عود سوز و یکی عود ساز

سرایندهء این سخن ساز کرد                            دف و چنگ ونی را هم آواز کرد

 

در این دوره مشاهده می کنیم فردوسی از سازهای بربط ، دف و چنگ و نی سخن می گوید

و می توان دریافت که در این دوره موسیقی بزمی بوده است.

 

 ۳) ماد ها

در مورد موسیقی دوره مادها مدارک بیشتری وجود دارد.

اولین موسیقیدان این دوره شخصی بنام  اوگارِِس بوده که در دربار آستیاک آخرین پادشاه ماد

زندگی می کرد.

او انقراض پادشاهی آستیاک را بدست کورش پیش گویی کرده بود.

موسیقیدانان در دربار پادشاهان ماد از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند.

 

 ۴) هخامنشیان

دولت هخامنشیان توسط کورش کبیر پایه گذاری شد.

مورخین می نویسند در این دوره سه نوع موسیقی وجود داشته : مذهبی ، بزمی و رزمی.

 

۵) سلوکیان

دولت هخامنشی به دست اسکندر منقرض شد و به دست سردار یونانی سولوکوس بنیان گذاری شد.

در این دوره موسیقی ایران تحت تاثیر موسیقی یونان قرار گرفت.

این دولت یونانی خدمات فرهنگی و هنری زیادی به ایرانیان کرد اما هرگز از همکاری و پشتیبانی مردم ایران برخوردار نشدند.

 

۶) اشکانیان

بعد از سلوکیان سلسله اشکانیان تشکیل شد.

پادشاهان این سلسله با اینکه ایرانی بودند ، همچنان تحت نفوذ تمدن یونان بودند.

 

۷) ساسانیان

در این دوره قریب به چهل پادشاه سلطنت کردند که بین آنها چهار پادشاه توجه عمده ای به موسیقی داشتند که عبارتند از:

 اردشیر بابکان که بنیان گذار سلسله ساسانیان بود. او موسیقیدانان را در جایگاه پنجم بعد از موبدان ، وزرا ،  سرداران و حکما قرار داده بود.

 بهرام گور توجه زیادی به موسیقیدانان داشت و موسیقی را از دربار بین مردم آورد. او سی هزار لولی (گوسن) از هند به ایران آورد که کارشان موسیقی ، نمایش و خنداندن و سرگرم کردن مردم بود. در دربار او موسیقیدانان به جایگاه سوم ارتقاء پیدا کردند.

انوشیروان که در دوره او تغییر خاصی در احوال موسیقیدانان ایجاد نشد.

خسرو پرویز که عصر طلایی موسیقی را به ارمغان آورد.

 بزرگترین نوازنده عصر ساسانیان باربد است که به خاطر استعداد و هنرش چندین آهنگ که خودش تصنیف کرده بود ، افسانه وار در تاریخ بجا مانده است.

باربد سیصد و شصت آهنگ ضیافتی (تشریفاتی) برای شاه ساخته که برای هر روز سال اجرا می شد.

او سی لحن و هفت خسروانی ساخت و به نظر میآید که خسروانی همان دستگاه امروزی بوده است.

پس اختراع سیستم موسیقی ایرانی به هفت دستگاه به باربد نسبت داده می شود.

 

 

ادامه دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 0:0  توسط رضا بهشتي پور  | 

حال می دانیم دستگاه نوا و شور یکی است. دستگاه راست پنجگاه و ماهور هم یکی. می ماند همایون، سه گاه و چهار گاه که مجموعاً پنج دستگاه می شوند( طبق نظریهء موسیقیدانان امروز).

ولی همانطور که عرض کردم بنده افشاری را هم یک دستگاه می دانم چون گام مستقل به خود را دارد.

برای اینکه دستگاه افشاری را بشناسیم کمی در مورد دستگاه شور صحبت می کنیم. ا

لبته این مسائل بسیار پیچیده هستند و باید آن را  با زبان موسیقی ایرانی توضیح داد و وارد مسائل فنی شد، ولی برای اینکه همهء علاقمندانی که از  موسیقی ایرانی به طور کامل اطلاع ندارند بتوانند با آن آشنا شوند و حوصله شان سر نرود با زبانی ساده مطلب را ادامه می دهم.  

 دستگاه شور

هرگاه در جه چهارم گام ماهور را ربع پرده زیاد کنیم وارد گام جدیدی می شویم که شروع آن درجه سوم گام ماهور است و آن را گام شور می نا مند

مثال  گام دو ماژور را در نظر میگیریم اگر درجه چهارم آن را که فا می باشد ربع پرده زیاد کنیم به فا سری تبدیل میشود و شروع این گام نت می است

 ادامه دارد

گام شور پائین رونده است یعنی محسوس ندارد وقتی بطرف پائین دسته می رویم درجه ششم گام را ربع پرده

زیاد می کنیم و موقع برگشت دوباره همان درجه را ربع پرده کم می کنیم

پس همیشه گام شور یک فاصله ربع پرده دارد

ولی در گام افشاری این طور نیست زیرا افشاری دارای دو ربع پرده میباشد که هنگام پائین رفتن درجه ششم آن ربع پرده کم میشود و موقع برگشت بطرف بالای دسته بجای خود باز می گردد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 3:29  توسط رضا بهشتي پور  | 

 

دو دستگاه ایرانی ماهور و راست پنجگاه هر دو گام مشترکی دارند که عیناً یکی است. پس می توان گفت که ماهور یا راست پنجگاه کاملاً شبیه هم هستند فقط در طرز قرار گرفتن شاهد ها و ایست ها و فرود ها و حالات لهجه با هم فرق دارند .

پس نمی توان آنها  را دو دستگاه مستقل دانست. یا ماهور را جزء راست پنجگاه و یا راست پنجگاه را جزء  ماهور باید قبول کنیم.

کسی که اهل فن باشد و یا خود نوازنده باشد بخوبی درک می کند که دستگاه حقیقتاً باید گام معینی داشته باشد تا حالات کاملاً جدیدی ارائه بدهد. مثلاً بین شور و سه گاه و ماهور کاملاً اختلاف است و موقع نواختن کاملاً می توان تشخیص داد که در چه دستگاهی نواخته می شود ولی در ماهور و راست پنجگاه فقط درآمدها و حالاتِ فرودها و  لهجه ها هستند که با هم کمی فرق دارند، در غیر این صورت کاملاً یکی هستند.

در دستگاه شور و نوا عیناً همینطور است با همین استدلال.

 ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 2:55  توسط رضا بهشتي پور  | 

 

به نظر من هر دستگاهی گام مستقل خود را دارد یعنی وقتی صحبت از دستگاه ماهور می کنیم یعنی گامی که تشکیل شده از هشت نت پی در پی با فواصل معین که در اینجا بین درجات سوم و چهارم حتماً نیم پرده و هفتم و هشتم نیم پرده بقیه یک پرده هستند.

پس هر گاه این حالت را در موسیقی اجرا کنند گام ماهور می نامند همان یک گاه قدیم.

 همانطور که قبلاً گفتیم هر دستگاه ساختمان از فوندامنت (پی) و طبقات و آپارتمان هایی تشکیل شده که  دستگاه در موسیقی ایرانی هم از گام (فوندامنت) و آواز (طبقات) و گوشه ها (آپارتمان ها) تشکیل شده است.

بعد از تعریف گام می پردازیم به تعریف آواز :

آواز همان ملودی های قدیم ایرانی هستند که بدون ریتم نواخته یا خوانده می شدند.

آواز حتماً بدون ریتم می باشد و اگر ریتم داشته باشد به آن تصنیف می گویند.

در واقع قبل از پیدایش اسلام موسیقی ایرانی آوازی بوده و این بعد از ورود اسلام است که به کمک عربها موسیقی ایرانی ریتم گرفته است ( قسمت توضیح وبلاگ).

 

 ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 2:0  توسط رضا بهشتي پور  | 

 

دستگاه

این کلمه در مجموع به مفهوم دیگری دلالت می کند. امروز به یک ماشین و یک خانه هم  دستگاه می گویند ولی در موسیقی  معنای دیگری دارد.اگر ساختمان را یک دستگاه بدانیم باید دید که این ساختمان از چه چیز هایی تشکیل شده است.

۱) فوندامنت یکی از مهمترین قسمتهای آن است که تمام وزن بنا روی آن قرار گرفته.

۲)  طبقات ساختمان نقش مهمی را بازی می کنند.

۳) تعداد آپارتمانها در هر طبقه با تمام وسایل زندگی آن.

 و اما در موسیقی فوندامنت دستگاه را گام آن دستگاه تشکیل می دهد که زیر بنای آن است.

گام چیست؟

گام توالی هشت نت است که به طرز مشخصی کنار هم قرار گرفته اند و بنای ملودی را تشکیل می دهند. 

حال لازم است به تجزیه کلمه  دستگاه بپردازیم:

به گفتهء استاد مرتضی حنانه، " این کلمه از دو جزء دست و گاه ترکیب شده که گاه به معنای حالت دست روی ساز است. یعنی طرز قرار گرفتن دست روی ساز رابطهء مستقیمی با گام دارد.

در موسیقی قدیم ایران عمل انگشتان دست نقش مهمی را بازی می کردند به طوری که نام انگشتان دست را عیناً به صداهای موسیقی داده اند یعنی نت های موسیقی را با نام انگشتان دست انسان شناسایی می کردند.

مثلاً در کتابهای قدیم موسیقی سیم دست باز ساز را "مطلق" و محل قرار گرفتن انگشت دوم را روی دسته ساز به نام انگشت دوم (سبابه) ومحل قرار گرفتن انگشت سوم را به نام انگشت سوم (وسطی)  ومحل قرار گرفتن انگشت چهارم و پنجم را با نام همان انگشتها (بنصر و خنصر) می نامیدند.

پس به طور ساده می توانیم بگوییم  دستگاه یعنی محل و طرز قرار گرفتن انگشتهای دست نوازنده رودستهء ساز .

حال کلمهء  گاه را کمی بیشتر بررسی می کنیم :

گاه در فن موسیقی به همان لغت "گات" در اوستا می رسد. در واقع لغات دو گاه ، سه گاه و چهار گاه اساساً همان "دو گات" ، "سه گات" و "چهار گات" بوده است.

در مو سیقی قدیم ایرانی گامی بوده است که تمام مو سیقی آن وقت را در همان می نواختند.

از نظر فنی هر گامی از هشت نت تشکیل می شود مانند گام دوماژور که از دوـ رـ می ـ فاـ سل ـ لا ـ سی ـ دو تشکیل می شود که دوباره به نت اول که دو است برمی گردد.

هر کدام از این نت ها را درجات گام می گویند یعنی دو درجهء اول، ر درجهء دوم ، می درجهء سوم و الی آخر.

هر گاه روی درجهء اول زیاد تکیه می کردند و این نت را بیشتر از نتهای دیگر به صدا در می آوردندبه یک گاه معروف بوده که همان گام ماهور امروزی است.

هر گاه روی درجهء دوم زیاد تکیه می کردند و این نت را بیشتر از نتهای دیگر به صدا در می آوردندبه دو گاه معروف بوده که همان گام شور امروزی است.

 

 هر گاه روی درجهء سوم ایست می کردند وبیشتر از همهء نتها نواخته می شد، آن را سه گاه می نامیدند و الی آخر.

همانطور که قبلاً گفتم موسیقی ایرانی شامل شش دستگاه است که شامل:

۱)ماهور ۲)شور ۳)همایون ۴)سه گاه  ۵)چهارگاه  ۶)افشاری  می باشد.

ولی در کتابها دستگاه ها را هفت تا می دانند که شامل:

۱)ماهور ۲)شور ۳)همایون ۴)سه گاه  ۵)چهارگاه  ۶)نوا ۷) راست پنجگاه می باشد.

به نظر من هر دستگاهی گام مستقل خود را دارد یعنی وقتی صحبت از دستگاه ماهور می کنیم یعنی...

 

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 16:7  توسط رضا بهشتي پور  |